خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

زیر باران باید رفت ...
دوست را زیر باران باید دید ...
عشق را زیر باران باید جست ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است....

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

تراژدی کوروش کودک رها شده

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۲۹ ب.ظ

هرودوت تاریخ نگار یونانی درباره کوروش هخامنشی می نویسد:


آژیدهاک،پادشاه ماد در خواب می بیند تاکی(درخت انگور) که از شکم دخترش ماندانا روییده، بر سراسر آسیا سایه گسترده است. خوابگزاران به آژیدهاک می گویند: فرزندی که ماندانا به دنیا می آورد پادشاهی را از او خواهد گرفت و بر سراسر آسیا حکومت خواهد کرد. آژیدهاک به هارپاک وزیر خویش می فرماید که هر گاه کودک زاده شد او را بکشد. چون کوروش متولد شد، او را به چوپان شاهی،مهرداد می سپارد و به وی دستور می دهد کودک را به کوهستان ببرد و بکشد. از بازی تقدیر، در آن زمان زن مهرداد، اسپاکو که فرزندی مرده به دنیا آورده بود با شور و شادمانی فراوان کوروش را به فرزندی می پذیرد و بزرگ می کند و بدین سان کوروش یکی از بزرگ ترین فرمانروایی ها را در جهان پدید می آورد.

کوروش از دیدگاه بر سر راه گذاشتن، بزرگ شدن توسط چوپان و سو قصد توسط پدربزرگ به چند تراژدی بزرگ یونان شباهت دارد:

-پاریس در کوهی رها می شود و چوپانی او را می پرورد.

-آتالانتا بر سر راه گذاشته می شود، شکارچیان او را می یابند و بزرگ می کنند.

-لینوس بر سر راه گذاشته می شود، شبانان او را می یابند و بزرگ می کنند.

-ادیب نیز بر سر راه گذاشته می شود تا کشته شود اما شبانی او را می یابد.

-در اساطیر ایران زال نیز بر سر کوه رها می شود تا طعمه ددگان شود.

-در اساطیر یونان، پرسه را چوپانی می یابد و او بعد ها به شاهی می رسد. هم در تراژدی پرسه و هم در تراژدی کوروش، پدربزرگی به جان نوه سو قصد می کند؛ درست مانند داستان کیخسرو که افراسیاب چند بار قصد جانش را کرده بود.

نقطه مشترک کوروش با همه کودکان رها شده این است پیشگویی که خود نوعی تقدیر محسوب می شود، تحقق می پذیرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۰

نظرات  (۸)

زندگی کنید برای رویاهایی که منتظر حقیقی شدن به دست شما هستند.
کافی است لحظات گذشته را رها کرده و برای ثانیه های آینده زندگی کنید. چون رویاهایتان آنجاست و شما فقط و فقط یکبار فرصت زندگی کردن دارید.
عالی بود...
لذت بردم
پاسخ:
سپاس از حضور شما
۲۳ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۴ سهیلا (کاتارسیس)
چه جالب. اوایلش رو که خوندم یاد «زال» افتادم. بعد دیدم در اواخر متن اسمش اومده. :)

یه سوال دوست گلم:
شما به هر آنچه از تاریخ می خونی اعتماد داری؟ یا نویسنده های خاصی رو قبول داری یا ... ؟
پاسخ:
:)
خیر بانو جان، با این که سعی می کنم بیشتر کتب تاریخی رو مطالعه کنم اما تنها به چند نویسنده و تاریخ نگار خاص اعتماد دارم.
این بر اساس واقعیته؟
پاسخ:
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می‌داند که این داستان هم از نظر داندامایف دارای عنصرهای فولکور است. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان‌های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می‌شده‌است.این روایت از نظر هرودوت معتبر ترین روایتِ.
منظور از پاریس، شخصیت داستان های هومره یا فرد دیگری رو میگید
پاسخ:
بله منظور پاریس در حماسه های هومرِ
سلام.از غیبت طولانیم عذرخواهی میکنم.مطلب جالبی بود.بخصوص نقش و تاثیر مجدد و مثبت یک زن در عرصه ی تاریخ و در راستای این داستان  که قابل توجه و تامله.ممنون و سپاسگزارم
پاسخ:
سلام
خواهش می کنم دوست گرامی، این چه حرفیِ
سپاس از زمانی که برای مطالعه این پست گذاشتید
کوروش
هر چی در مورد این بزرگ مرد تاریخ بدونیم کمه.
نسل آریایی ما تقابل بین خیر و شر را از زمان کوروش آغاز گر شد.
نقل بالا تا حدودی شبیه داستانهای شاهنامه فردوسی هست.
متشکر زیبا بود.
پاسخ:
سلام
بله همین طوره
سپاس از حضور شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">