خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

زیر باران باید رفت ...
دوست را زیر باران باید دید ...
عشق را زیر باران باید جست ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است....

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

الیزابت باتوری «کنتس خونین»

چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۱۲ ب.ظ

الیزابت باتوری زنی زیبا و افسانه ای بود که در سال 1560 در یکی از منتفذ ترین و ثروتمند ترین خانواده های ترانسیلوانی به دنیا آمد. او خویشاوندان نیرومندی از جمله یک کاردینال و چند کشیش و یک پسر عمو داشت که نخست وزیر مجارستان شد و عمویش به نام شاه استفان بر تخت شاهی لهستان نشست (1575 -1586) لیکن باقی خویشاوندانش دیوانه و تا حدودی فاسد شناخته می شدند!

الیزابت در پانزده سالگی با کنت فرنز نارداسدی بیست و شش ساله پیمان زناشویی بست، ولی نام خانوادگی خود را به سبب داشتن قدمت و شهرت بیشتر از نام شوهرش، حفظ کرد.آنان پس از ازدواج به دژ کوهستانی چشته واقع در ایالت نیترا در جنوب غربی مجارستان نقل مکان کردند.

کنت بیشتر وقت خود را در جنگ با ترکان عثمانی سپری می کرد و از این رو لقب «قهرمان سیاه مجارستان» را کسب کرد (حالا چرا سیاه رو نمیدونم!)

الیزابت که تنها می ماند و حوصله اش سر می رفت، ساعت های متمادی از وقت خود را به ستایش زیبایی اش در مقابل آیینه صرف می کرد و با شماری از جوانان رابطه عاشقانه برقرار ساخته بود! او حتی با یکی از جوانان گریخت، ولی به کاخ بازگشت و مورد عفو شوهر بی توجهش قرار گرفت.

با این همه در تلاش برای جلوگیری از تکرار این حادثه مادرشوهر زورگوی الیزابت به کاخ آمد و در آن جا اقامت گزید. الیزابت دیدار های منظم با عمه اش کنتس کلارا باتوری را در پیش گرفت همچنین با آزار دادن دختران جوان خدمتکار خود را سرگرم می کرد.

الیزابت با راهنمایی خدمتکاری سالخورده به نام دوروتئا شنتس «دورکا» که ادعا می کرد جادوگر است، به علوم خفیه علاقه مند شد. آن دو به همراه یوهانس اوجواری، پیشکار الیزابت ترتیبی داده بودند که دختران جوان خدمتکار را به اتاق شکنجه ببرند.

در سال 1600 همسر الیزابت درگذشت و نخستین اقدام الیزابت تبعید کردن مادر شوهر منفورش بود. در این زمان الیزابت چهل ساله و تا اندازه ای مسن بود. روزی دختر خدمتکاری که گیسوان وی را شانه می کرد تصادفی مو های وی را کشید، الیزابت چنان سیلی محکمی به گوش دخترک نواخت که از گوش او خون جاری شد. هنگامی که قطرات خون بر روی دستان الیزابت غلتید چنین پنداشت که پوستش لطافت دختر جوان را جذب و راز جوانی را کشف کرده است! الیزابت به یوهانس اوجواری و دورکا دستور داد شریان های اصلی دخترک را با کارد ببرند و خونش را در خمره ای بریزند سپس با این باور که حمام خون وی را زیبا و جوان می کند در خمره به استحمام پرداخت.

الیزابت در ده سال بعدی به این کار ادامه داد و به طور منظم در خون دخترانی که به عنوان خدمتکار از چشته و روستا های اطراف آن استخدام می کرد، خود را می شست!!!

لیکن با گذشت زمان دریافت که این کار درمان معجزه آسایی که انتظارش را داشت نیست و بدان نتیجه رسید که خون دختران روستایی کیفیتی نازل دارد! از این رو نوکران خود را برای ربودن دختران اشرافی فرستاد. آنان نیز همین سرنوشت را پیدا کردند ولی ناپدید شدن دختران اشرافی نادیده نماند و مقامات دولتی کم کم نگرانی خود را ابراز داشتند.

در سال 1610 روستاییان نزدیک کاخ چشته اجساد چند دختر جوان را یافتند که از حصار دژ به پایین افکنده شده بودند. هنگامی که یکی از دختران که می بایست قربانی شود از دست جلادان خود گریخت و درباره آن چه در کاخ چشته می گذشت به مقامات گزارش داد، ماتیاس دوم پادشاه مجارستان به یکی دیگر از پسر عمو های الیزابت به نام کنت گیورکی تورزو فرماندار ایالت، دستور تحقیق و رسیدگی داد.


تورزو و گروهی سرباز  در شب 30 دسامبر 1610 بی خبر و ناگهانی به کاخ چشته وارد شدند و از مشاهده منظره هولناک پیش رویشان وحشت زده بر جا ماندند. در باغ کاخ جسد حدود 50 دختر را از زیر خاک بیرون آوردند.

ولی کنتس باتوری از طبقه اشراف بود از این رو او را نه به دادگاه احضار و نه محاکمه کردند. او از دفاع خودداری ورزید و در بازداشت خانگی نگهداری شد.

چهار همدست وی در 1611 در چشته محاکمه شدند. صورت مجلس دادگاه که در همان زمان تهیه شده، هنوز در مجارستان باقی مانده است.

یوهانس اوجواری به قتل سی و هفت دختری که به عنوان خدمتکار کاخ در آورده بود، اعتراف کرد. ایلوناژو، پرستار سالخورده الیزابت، به قتل چهل دختر اعتراف کرد.

دوروتئا شنتس و آنادروولا را اعدام کردند و اجسادشان را سوزاندند. انگشتان یوهانس اوجواری و ایلوناژو را قطع کردند و سپس آنان را روی تل هیزم سوزاندند.

هرچند هرگز هیچ دادگاهی کنتس الیزابت باتوری را به هیچ جرمی محکوم نکرد، او نتوانست از چنگال عدالت بگریزد. شاه ماتیاس مایل بود الیزابت به خاطر جرایمی که مرتکب شده بود به مرگ محکوم شود ولی به احترام پسر عموی الیزابت که نخست وزیر مجارستان بود موافقت کرد اجرای مجازات برای مدتی نامعلوم به تعویق افتد در نتیجه الیزابت را به زندان تا آخر عمر محکوم کرد.

آن گاه سنگ تراشان را به کاخ چشته آوردند تا پنجره ها و در های ورودی خوابگاه کنتس را، در حالی که خودش در درون آن بود، مسدود کنند. آنان یک سوراخ کوچک باقی گذاشتند که از طریق آن سینی غذا به درون فرستاده می شد.

در 1614، چهار سال پس از حبس الیزابت، یکی از نگهبانان هنگامی که دید غذا دست نخورده باقی مانده است از سوراخ به درون اتاق نگریست و الیزابت را دید که بی جان بر کف اتاق افتاده است.

تردیدی نیست که داستان کنتس باتوری به ساختن افسانه دراکولا کمک کرده است...

نظرات  (۸)

البته دراکولا رو شنیدم از یه کنت تو رومانی ساختن ... 
پاسخ:
بله دراکولا با الهام از ولاد سوم ساخته شده
در واقع ارتباط زیادی میان باتوری و و دراکولا وجود داره. فرمانده قشون اعزامی که در 1476 به ولاد سوم کمک کرد تا دوباره تاج و تخت را به دست آورد، شاهزاده استفان باتوری نام داشت و یکی از تیولداران بزرگ ترانسیلوانی به شمار می رفت. در زمان حیات الیزابت کاخ فاگراس در دست باتوری ها بود. نشان خانوادگی هر دو خانواده اژدها بود و الیزابت و ولاد هر دو به شکنجه علاقه زیادی داشتند
هنوز هم هستید ؟
پاسخ:
بله
خب اگر هستید ولی سر به وبلاگم که تازه زنده شده نمیزنید معلوم است دیگر از وب خوشتان نمی آید :(‌ 

پاینده باشید و سرحال ! 
الو :/
سلام خیلی وقت بود این وبلاگ رو گم کرده بودم و خوسحالم دوباره پیداتون کردم, خواستم یک کتاب معرفی کنم اگه دوست داشتین بخونید. کتاب خاطرات یک پرنسس,نوسته کنیزه مراد. البته به ایم شاهدختی با جوراب پاره هم معروفه.
پاسخ:
سلام
سپاس از لطفتون :)
پس سر بزنید ؛)
الو ؟؟ از یار قدیمی خود یادی کنید :) ای دوست !
پاسخ:
به چشم :)
...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">