خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

زیر باران باید رفت ...
دوست را زیر باران باید دید ...
عشق را زیر باران باید جست ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است....

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
۰۷آذر

عجیب به رمانای تاریخی انتشارات تندیس علاقه دارم :)

همیشه گفتم توی آثار ترجمه ای، مترجم نقش مهمتری نسبت به نویسنده داره، بهترین اثر هم زیردست یه مترجم نابلد، نفله میشه :|

ترجمه تاریخی های این انتشارات عالیه البته به نظر بنده :))

بگذریم 

حیف اصلا حس نوشتن توی وب رو نداشتم (وندارم!) :|

چقدر فیلم و سریال دیدم این مدت 

فعلا گیر وایکینگزم :) عجب سریالی

جایگزینی بس مناسب برای گات

و بورژیاس جذاب تر از وایکینگز،چقدر بازی جرمی آیرونز عالی بود :)

در حال حاضر نیت به دیدن پاپ جوان کردم اما دریغ از فرصت :))

بی صبرانه منتظر رالف خرابکارم :))

چقدر این شخصیت گوگولیه

رالف و زوتوپیا و رنگو رو اگر ندید دیگه کلن هیچ :))

اینقدر که انیمیشنا به دلم میشینه فیلم و سریال نه

خلاصه هر گوشه ای فرصتی به دست میاد میشینم یه انیمیشن بر جان میزنم تا روح و روانم جلا بگیره


این اواخر ملت عشق رو خوندم، واقعا عجب کتابی بود :)

به ندرت ریسک میکنم، اصولا یکنواختی توی خریدای من حاکمِ،همیشه یه سبک خاص، از نویسنده، مترجم یا انتشارات آشنا، و خلاصه این روند اینقدر ادامه داره که یا زده شم یا ته بکشه

اما این کتاب چی بود، عالی بود :)

خلاصه بخونید 

خوبه :)


یه گوشه دنج پیدا میکنم با یه شیرینی و چای، یه آهنگ از یانی پلی میکنم میشینم کتاب میخونم دقیقا همون لحظه ای که میگم چی میتونه این آرامشو بهم بزنه یاد ریاضی یک میفتم :)))

اینم یه اهنگ از ایندیلا :)




۰۱شهریور

با نام ولادیمیر ایلیچ اولیانوف در خانواده ای از طبقه ای متوسط به دنیا آمد. پدرش خرده بورژوایی لیبرال بود که به تدریس ریاضی مشغول بود و مادرش دختر یک پزشک آلمانی بود. در 1901 به دلیل فعالیت های انقلابی، پس از به دار آویخته شدن برادرش به سیبری تبعید شد. در آن جا نام مستعار لنین را برای خود برگزید. (جالبه دولت تزاری روسیه اکثر نخبه ها و ادیبان روسیه رو که عقاید سیاسیشون به ذائقه دولت خوش نمیومد رو به سیبری تبعید میکرد با این حال انگار سیبری پایگاهی درخشان تر از پاریس برای شکوفایی استعداد ها بوده :) 

لنین به عنوان روزنامه نگار . شبنامه نویس فعالیت می کرد، بیشتر دوران زندگی خود را در خارج از روسیه گذراند و در خلال سالهای تبعید در لندن، حزب بلشویک انقلابی را بنیان نهاد. («большевики» بلشویک در روسی به معنای اکثریته)

حزب مزبور نه برای برابری توده ها، بلکه برای دیکتاتوری پرولتاریا و طبقه نخبگان انقلابی فعالیت می کرد که می ترسیدند منظور لنین یک فرد و آن هم خودش باشد.

۱۹تیر

کاترین «Catherine de Médicis» یکی از اعضای خانواده قدرتمند دومدیسی بود که از سال 1434 تا 1737 با قدرت استبدادی بر کشور توسکان فرمانروایی می کردند. کاترین در 1533 با ولیعهد فرانسه که در 1547 با نام هانری دوم بر تخت نشست، ازدواج کرد.هانری دوم در 1558 بر اثر ضربه ای که در حین مسابقه نیزه بازی، یکی از نگهبانان اسکاتلندی او به طور تصادفی بر سرش زد، درگذشت. در 1560، فرانسوای دوم، فرزند ارشد کاترین با مری استوارت ملکه ی اسکاتلند ازدواج کرد، اما به فاصله چند ماه در همان سال درگذشت. پادشاه جدید، شارل نهم، پسر ده ساله ای بود که تا رسیدن به سن قانونی، مادرش ملکه کاترین دومدیسی با عنوان نایب السلطنه بر فرانسه حکومت کرد. 

۳۱فروردين
سلطان بایزید یکم، فرزند ارشد سلطان مراد یکم بود که از سال 1389 تا سال 1402 میلادی بر تخت سلطنت تکیه زد. وی تصمیم داشت سراسر آناتولی را متحد سازد. در فاصله سالهای 1389 تا 1395 بلغارستان و یونان را به امپراطوری خویش افزود. در 1394 قسطنطنیه را محاصره کرد که نتیجه آن آغاز جنگی صلیبی دیگر بود. در سال 1396 «سیگیمسستون» امپراطور بیزانس را در نبرد نیکوپولی شکست داد و برای بزرگداشت این پیروز مسجد بزرگ اول کامی را در بورسا ساخت.
در سال 1402 در نبرد آنکارا با تیموریان شکست خورد و به اسارت تیمور گورکانی درآمد. تیمور برای تنبیه بایزید یکم دستور داد همسران بایزید را حاضر کنند و بایزید را مجبور به طلاق دادن آن ها کرد و خود، آنان را در همان مجلس عقد کرد.
این موضوع سبب شد که پس از آن سلاطین عثمانی برای پیشگیری از وقوع مجدد رسوایی پیش آمده برای جدشان، تن به ازدواج نکاحی ندهند و از آن پس کنیزان در حکم همسران سلطان و مادر شهزادگان آنان بودند و گاهی موفق به دریافت مقام والده سلطانی می شدند این روند تا زمان سلطان سلیمان قانونی ادامه یافت.
۲۰مرداد

الیزابت باتوری زنی زیبا و افسانه ای بود که در سال 1560 در یکی از منتفذ ترین و ثروتمند ترین خانواده های ترانسیلوانی به دنیا آمد. او خویشاوندان نیرومندی از جمله یک کاردینال و چند کشیش و یک پسر عمو داشت که نخست وزیر مجارستان شد و عمویش به نام شاه استفان بر تخت شاهی لهستان نشست (1575 -1586) لیکن باقی خویشاوندانش دیوانه و تا حدودی فاسد شناخته می شدند!

الیزابت در پانزده سالگی با کنت فرنز نارداسدی بیست و شش ساله پیمان زناشویی بست، ولی نام خانوادگی خود را به سبب داشتن قدمت و شهرت بیشتر از نام شوهرش، حفظ کرد.آنان پس از ازدواج به دژ کوهستانی چشته واقع در ایالت نیترا در جنوب غربی مجارستان نقل مکان کردند.

کنت بیشتر وقت خود را در جنگ با ترکان عثمانی سپری می کرد و از این رو لقب «قهرمان سیاه مجارستان» را کسب کرد (حالا چرا سیاه رو نمیدونم!)

۱۴مرداد

مری تئودور نخستین ملکه ای بود که بدون وابستگی به دیگران بر انگلستان فرمانروایی کرد. سرکوب بی رحمانه پروتستان ها، برای او لقب «مری خونین» را به ارمغان آورد. او دختر هنری هشتم و کاترین آراگون بود و هنگامی که هنری هشتم مادرش را در 1533 طلاق داد، او فرزند نامشروع اعلام و از داشتن عنوان شاهزادگی محروم و مجبور شد از مذهب کاتولیکی دست بکشد، هر چند در خلوت به اجرای مراسم آن ادامه می داد.

پس از مرگ برادر ناتنی ضعیف و رنجورش، ادوارد ششم، شورش پروتستان ها لیدی جین گری را بر تخت سلطنت نشاند و مری به نورفولک گریخت؛ هر چند احساسات عمومی مردم بر این پایه بود که مری وارث قانونی تاج و تخت است. از این رو، هنگامی که مری به لندن بازگشت مورد استقبالی پیروزمندانه قرار گرفت.

۱۴مرداد


امروز این تصویر رو که دیدم یاد خودم در مواقع مختلف افتادم o.O

با شماره 3 و 5 که مو نمیزنم :))

۲۲تیر

اخیرا چند شخصیت جالب به جز ناپلئون برای مطالعه پیدا کردم :)

نخست نادر شاه افشار مردی نظامی که یکی از موفق ترین پادشاهان ایران در کشورگشایی بود. قدرت نظامی نادر سبب شد تا روسیه اجازه تجاوز به خاک ایران را به خود ندهد. از این گذشته روابط ایران و روسیه رفته رفته صمیمی تر می شد تا آن جا که نادر شاه به فکر ازدواج با کاترین کبیر، پادشاه روسیه افتاد اما قتل وی سبب ناکام ماندن مذاکرات شد :|

دومین نفر آلکساندر اول روسیه است اما حیف که کتب چندانی درباره این دشمن بزرگ ناپلئون که هیچ اطلاعی از جنگ نداشت، ندیدم :/

۲۸اسفند
۲۸اسفند

بر روی چهار و چهارشنبه، پژوهش هایی انجام گرفته چه آنکه عدد چهار، اصل و ریشه حیات تلقی شده است؛ چهار، نمایانگر چهار عنصر (باد، خاک، آب و آتش) می باشد که عامل ایجاد طبیعت هستند. پس نخستین چهارشنبه اسفند به باد تعلق دارد، دومین چهارشنبه به خاک، سومین چهارشنبه به آب و بالاخره چهارمین چهار شنبه را مخصوص آتش دانسته اند.

با توجه به اهمیت چهار عنصر و همچنین اهمیت آتش در واقع چهار شنبه سوری می تواند، تداخل اهمیت چهار و عنصر آتش باشد.

چهار یکی از کامل ترین ارقام است . چهار یعنی کلیت، تمامیت، زمین، نظم و عقل. چهار نشان دهنده چهار جهت اصلی، چهار فصل سال، بازوان صلیب، چهار عنصر، چهار ستون عالم، چهار منزل قمر، چهار مزاج، چهار رود بهشت و ... است.

از دور ترین اعصار، حتی اعصار نزدیک به پیش از تاریخ، از عدد چهار برای نشان دادن آنچه مستحکم، ملموس و محسوس است، استفاده می شد. چهار نمادی است از دنیای ساکن و سازمان یافته که  حرکت در آن، از نقطه ای ساکن آغاز می گردد و با رفتن به چهار سوی اصلی، صلیب یا مربع را می سازد.