خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

زیر باران باید رفت ...
دوست را زیر باران باید دید ...
عشق را زیر باران باید جست ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است....

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

لویی پانزدهم و معشوقه هایش

پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۳۸ ب.ظ

لویی پانزدهم و معشوقه هایش:

لویی پانزدهم(1710-1774)او یکی از پادشاهان خاندان بوربون فرانسه بود که در کودکی به سلطنت رسید و برای همین دوک اورلئان را برای نیابت سلطنت او  برگزیدند و سپس کاردینال فلوری که معشوقه های زیادی داشت نیابت را بر غهده گرفت که البته هیچ یک از آن ها انسان با صلاحیتی نبودند و اموال خزانه کشوری را صرف هزینه زندگی تجملی و مهمانی های باشکوه ومعشوقه هایشان می کردند ملت فرانسه در زمان نایبان سلطنت لویی پانزدهم صدمات زیادی خورد.پس از به سلطنت رسیدن لویی پانزدهم وضعیت نه تنها بهتر نشد بلکه بد تر هم شد چرا که کشور به دست معشوقه های او(مارکیز پمپادور و کنتس دو باری )افتاد.

لویی پانزدهم با شاهزاده خانم ماریا ی لهستانی ازدواج کرد و از وی صاحب 10 فرزند گردید که سه فرزند نخست آنان دختر بود،فرزند چهارم آنان شاهزاده لویس (دوفین)بود که به مقام ولیعهدی رسید که دو ازدواج کرد همسر اول وی ماریا ترزا ی اسپانیا بود که به خاطر ناتوانی در به دنیا آوردن فرزند برای خاندان سلطنتی طلاق داده شد و همسر دوم وی ماریا ژوزفا ی ساکسون بود که از وی صاحب 5 فرزند گردید که یکی از آن دو لویی شانزدهم و دیگری لویی هجدهم و سه فرزند دیگر بود.اما شاهزاده دوفین پس از چند سالبه دلیل مبتلا شدن به بیماری آبله فوت کرد و به تخت سلطنت نرسید.

فرزند پنجم لویی پانزدهم شاهزاده فیلیپ بود که در سه سلگی در گذشت.فرزند ششم لویی پانزدهم ،شاهزاده خانم ماریا آدلاید بود.و سه فرزند بعدی لویی پانزدهم هر سه دختر بودند که به ترتیب نام آن ها را ذکر می کنم:شاهزاده خانم ویکتوریا،شاهزاده خانم سوفیا و شاهزاده خانم ترزا.آخرین فرزند وی نیز شاهزاده خانم لوییسا بود که پنجاه سال عمر کرد.بدین ترتیب لویی تنها دو پسر داشت که یکی از آن دو را در سه سالگی و دیگری در سی و شش سالگی در گذشت و پس از او پسرش لویی شانزدهم به سلطنت رسید که البته فرزند دیگر شاهزاده دوفین لویی هجدهم بود که پس از امپراطور ناپلئون اول به سلطنت رسید.

لویی از مطالعه نوشته ها و گزارشات وزرا نفرت داشت برای همین وزرا گزارشات خود را به صورت شفاهی یه شاه تقدیم می کردند لویی نیز گاهی مطالعه ی گزارشات و درخواست های اعضای هیئت دولت را به معشوقه های خود می سپرد و واضح است که معشوقه های شاه وضعیت را مطابق میل خود می چرخاندند.

لویی به لویی محبوب شهرت داشت که در میان عامه مردم این سخن از اعتبار لازم برخوردار نبود هر چند که لویی واقعا فردی خونگرم و صمیمی بود اما این خونگرمی او که برای اشراف بود باعث می شد تا از وی سو استفاده نمایند در نتیجه این سو استفاده ها که اغلب مالی و سیاسی بود به ضرر ملت فرانسه تمام می شد،برای همین لویی در میان عامه مردم محبوبیتی نداشت.

لویی پس از رسیدن به سلطنت درگیری های سیاسی زیادی داشت به خصوص این که وضعیت سیاسی فرانسه در زمان نیابت سلطنت کاردینال فلوری بسیار بد شده بود و فرانسه که در زمان لویی چهاردهم یکی از قدرتمند ترین ملل اروپا بود ،به یکی از ملل عادی اروپا تبدیل شده بود که دچار مشکلات سیاسی با پروس و بریتانیا شده بود.همین اتفاقات را می توان یکی دیگر از علل کاهش محبوبیت لویی پانزدهم در میان عامه مردم و اصلاح طلبان فرانسه،دانست.

لویی در نخست مردی وفادار به همسر خود بود اما به دلیل خستگی ملکه ماریا پس از به دنیا آوردن ده فرزند و افسردگی وی به دلیل از دست دادن چند کودکش ،از او دور شد.البته نمی توان ملکه ماریا را کاملا مقصر این مسئله دانست چرا که لویی در هر صورت باید تنها نسبت به همسر خود علاقه می ورزید.

معشوقه معروف نخست لویی مارکیز پمپادور بود البته او دختر میرآخور دربار بود که شاه او را به طور اتفاقی در کاخ دید وپسندید .رفته رفته به او اعتماد پیدا کرد ولقب مارکیز را به او عطا کرد مارکیز برای شاه همیشه تازگی داشت چرا که می دانست شاه را چگونه شاد کند.به دستور مارکیز کاخ شکار به عنوان مکانی برای نگهداری دختران زیبا که به عنوان معشوقه شاه می رسیدند ،باز گشایی شد.مارکیز صدمات جبران ناپذیری را برای منافع شخصی خود با اعمال نفوذ بر شاه به فرانسه وارد اورد و با یک بیماری ریه ای فوت کرد اما پس از او مادام دوباری معشوقه کنت دوباری وارد دربار شد و با زیبایی خود وراهنمایی های کنت دوباری دل شاه را به دست اورد.او نیز صدمات جبران ناپذیری از جمله عزل صدر اعظم لایق وقت بر فرانسه وارد اورد او هنگامی که شاه مبتلا به آبله شده بود خود پرستاری او را بر عهده گرفت تا هنگامی که شاه جان سپرد ضربه هایی که او بر فرانسه وارد ۀآورد بسیار کمتر از مارکیز بود.او پس از مرگ شاه به دستور لویی شانزدهم(که مشوق او ماری انتوانت بود)او را دو سال به صومعه زنان تبعید کرد  سپس کنتس پس از اتمام تبعیدش زندگی خود را تا هنگام جدا شدن سر از پیکرش با گیوتین(در انقلاب فرانسه)در خانه ای در حومه پاریس ادامه داد.

لویی پانزدهم

لویی پانزدهم

لویی پانزدهم

لویی پانزدهم

ملکه ماریا(همسر لویی پانزدهم)

مارکیز پمپادور

مارکیز پمپادور

مارکیز پمپادور


مادام دوباری

شاهزاده لویس (دوفین)

شاهزاده لویس(دوفین)

همسر دوم شاهزاده دوفین

برگرفته از مقاله لویی پانزدهم ویکی پدیا و کتب مادام دوپاری ، عشاق نامدار و انقلاب فرانسه
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۰

نظرات  (۴)

۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۰:۵۸ سهیلا (کاتارسیس)
مارکیز یعنی چی؟

تصویر مادام دوباری شبیه نیکی کریمیِ.
سپاس سناجان.
پاسخ:
از عنوان‌های نجیب زادگان اروپایی بوده‌است. این عنوان به صورت موروثی منتقل می‌شده‌است. در بریتانیا مارکی مقامی بوده‌است پایین‌تر از دوک و بالاتر از کنت.
عنوان مارکی برای مردان اشراف زاده و مارکیز برای بانوان اشراف زاده بود
این مقام در تمام کشور های اروپایی سلطنتی"به جز کشور های ژرمنی" مرسوم بوده

من تا حالا توجه نکرده بودم ،واقعا شبیهِ
خواهش می کنم بانو
:)
سلام 
جالبه چهره ها و به طور کلی نژاد ها خیلی شبیه به همه . یعنی یک جورهایی که همه چینی ها شبیه هم اند همه ی فرانسوی ها یا حداقل همه افرادی که اینجا هستند به هم شباهت دارند . 
راستی ببخشید من متن رو با توجه به این که همش پر از اسامی اشراف بود نخوندم . 
یک حقیقتی هم هست ها . یک جورهایی از تاریخ بدم آمده ! 
البته شما این را نشنیده بگیرید من همچنان به اینجا سر میزنم و لاقل مطالب قدیمی را میخوانم :)
پاسخ:
سلام
بله همین طوره

گویا شما با اشراف خیلی مشکل دارید!
چرا از تاریخ بدتون اومده؟


نه من با اشراف مشکل ندارم بلکه به نظرم آنها خوششانس ترین افراد عالم بودند و اگر هم زجری کشیده اند ارزشش را داشت که یک عمر در اشرافی گری زندگی کنند ! مشکلم با اسامی سختشان است و اینکه چه لزومی دارد بدانیم از کدام خانواده بوده اند و اینها ... ! همین
پاسخ:
که این طور
اما من اسامی سختشون رو دوست دارم
:)

پایدار باشید
سلام.
البته این رو باید در نظر بگیریم که فرانسویها و ایرانیها از یک نژاد هستن.حتی خیلی از حرفاشون و مخصوصا اخلاقشان مثل ایرانیهاست.
پاسخ:
سلام
بله ایرانیان و فرانسویان نقاط مشترک زیادی در آداب و فرهنگشان دارند
سپاس از حضور شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">