خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

دریچه ای به سوی تاریخ

خودم و خودش

زیر باران باید رفت ...
دوست را زیر باران باید دید ...
عشق را زیر باران باید جست ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است ...
هر کجا هستم باشم ...
آسمان مال من است ...
حنجره فکر هوا عشق زمین "مال من است....

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

کاترین کبیر

يكشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۱۶ ب.ظ

کاترین کبیر-امپراطریس روسیه(متولد2مه 1729-درگذشت17نوامبر 1796)

سوفیا اگوستا فردریک شاهزاده خانمی آلمانی بود که در نوجوانی به توصیه پادشاه آلمان فردریک به دربار روسیه رفته وبه ملکه الیزابت روسیه معرفی شده و ملکه او را برای ازدواج با خواهرزاده اش پطر سوم مناسب دیدوبرای او نام کاترین دوم (نام مادرش) را گذاشت و مدتی بعد مراسم ازدواج ان دو به عمل امد اما در دربار روسیه کسی نبود که نداند پطر سوم یک انسان عادی نیست بلکه یک دیوانه به معنای واقعی است (پطر از هنگامی دچار اختلال روانی شد که مادرش دستور قتل پدرش را صادر کرد وهیچکس به این فکر نبود که آن کودک را از محلی که قرار است حادثه رخ دهد بیرون ببرد و پطر در سالن غذاخوری شاهد مرگ پدرش توسط سربازان بود و ملکه الیزابت هم از جنون پطر اگاه بود اما جانشینی نداشت پس مجبور بود او را ولیعهد خود کند)از آن روز زندگی تلخ کاترین آغاز شد پطر هرگز برای او یک شوهر واقعی نبود بلکه صرفا عذابی برای کاترین بود.گاهی پطر اسباب بازی هایش را در نصفه شب می اورد و کاترین را مجبور به بازی میکرد اگر کاترین بازی نمی کرد میان کاترین و پطر جنگی به معنای تمام رخ می داد.پطر هیچ علاقه به خاله اش نداشت بلکه از او بیزار هم بود اما از او وحشتی وصف نشدنی داشت در عوض علاقه زیادی به آلمان(پروس)داشت.پس از مرگ الیزابت پطر امپراطور شد اما چه امپراطوری.کاترین بار ها به ملازمانش گفته بود نمیدانم ملت روسیه چه گناهی کرده اند که باید چنین پادشاهی داشته باشند.کاترین پس از مدتی علیه تزار(پطر سوم)کودتا کرد و او را در کاخی زندانی کرد و پس از مدتی کشته شد(هرگز معلوم نشد ایا کاترین در مرگ پطر دست داشته یا نه)و از آن پس کاترین به سلطنت رسید او برای مراسم تاجگذاری اش خرج زیادی کرد . او زنی ولخرج بود اما سعی می کرد زندگی سرف ها را بهتر کند البته با این روش که مالیات را بر اشراف زیاد کند و مالیات سرف ها را کاهش دهد اما اشراف هم بر میزان کار سرف ها می افزودند در نتیجه نه تنها زندگی انان بهتر نمی شد بلکه بد تر هم شده بود.او درزندگی کاری اش سخت کوش بود و روزانه حدود 15 ساعت کار می کرد و هنگام کار هیچ اشنایی را نمی شناخت حس جاه طلبی اش به قدرت باعث شد که به پای پادشاه بزرگ روسیه پطر کبیر(اول)برسد او در دوره سلطنتش بیشتر به روابط خارجی روسیه توجه داشت .به کاترین جز در زنگی خصوصی اش به دلیل بر گزیدن عشاق فراوان ایراد دیگری نمی توان گرفت البته در انتخاب عشاقش پوتم کین صدر اعظم نقش بسزایی داشت. کاترین صاحب فرزندی نبود اما به دستور ملکه سابق یک رول بارداری را بازی کرد ویکی از فرزندان نامشروع ملکه سابق با عنوان پاول(پل) را پسر خود معرفی کرد وبعد ها ولیعهد شد البته پاول از کاترین بیزار بود به همین دلیل پس از جانشینی اکثر اثارش را پاک کرد.کاترین در63 سالگی در گذشت.

از کاترین بیشتر بدانیم:

او به هنر وادبیات علاقه داشت به همین دلیل از نویسندگان وهنرمندان حمایت زیادی می کرد (به ویژه نویسندگان فرانسوی).ازمیان سنگ ها فیروزه را خیلی دوست داشت. رنگ ارغوانی و طلایی را خیلی دوست داشت.او به لباس خود خیلی اهمیت می داد و عاشق غذا های فرانسوی بود برای مطالعه بیشتر درباره او به کتاب کاترین کبیرمراجعه نمایید.

کاترین کبیر



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۳

نظرات  (۲)

۱۴ مهر ۹۳ ، ۱۶:۰۳ آرمان مهاجر
با سلام.مطلب خوبی بود و ممنونم از این که از وبلاگم بازدید کردید.راستی چرا بزرگانی مثل الکساندر دوما و امیل زولا و .... با ساختن برج ایفل مخالف بودند؟
پاسخ:
سلام
ممنونم
و اما جواب البته چون می خواستم یک پاسخ کامل قرار بدم و متاسفانه وقت کمی داشتم نمی تونستم این طور جمع بندی کاملی داشته باشم از وبسایتhttp://www.iran-eng.com کمک گرفتم

اما ساخت این نماد انقلاب صنعتی و بزرگترین نماد فرانسه از ابتدا مورد اقبال همگان قرار نگرفت. با کوبیده شدن پایه‌های غول‌پیکر برج بر زمین، ندای اعتراض بسیاری از هنرمندان از هر سمت بلند شد.
نخستین اعتراضات از سوی هنرمندان به نامه‌ای برمی‌گردد که در سال ۱۸۸۷ و در ابتدای شروع ساخت این برج با امضای بسیاری از نویسندگان، نقاشان، مجسمه‌سازان و معماران مشهور فرانسوی به «ژان شارل آلفان»، از مهندسان زیباسازی پاریس نوشته شد.
آنها در این نامه طولانی نوشتند: ما جامعه هنرمندان و دوستداران زیبایی بکر پاریس، با تمام قدرت و خشم به ساخت این هیولای آهنی در قلب پایتخت که با نادیده گرفتن فرهنگ و هنر ما طراحی شده، اعتراض می‌کنیم. برج ایفل مانند غده‌ای بدخیم فرهنگ و هنر فرانسه را تهدید می‌کند. این برج ۳۰۰ متری نوعی توهین به تاریخ فرهنگی فرانسه است که طی سالیان دراز مورد رشک دیگر شهرهای تاریخی اروپا بود است.
در پایان این نامه، نام هنرمندانی چون «گی دو موپاسان»، «شارلز گارنیه»، «الکساندر دوما»(پسر)، «فرانسوا کوپه» و «میشل ساردو» به چشم می‌خورد.
اما این پایان اعتراض‌ها نبود؛ موپاسان در کتاب خاطراتش درباره این برج می‌نویسد: دیدن برج ایفل برای من بسیار آزاردهنده بود، به همین دلیل پاریس و حتی فرانسه را ترک کردم. از هرجا که نگاه کنیم، این برج دیده می‌شود و من درک نمی‌کنم که مجلات چگونه جرات می‌کنند از این لاشه فلزی با افتخار سخن بگویند. هر نسلی در تاریخ نمادی از خود به جای می‌گذارد و از هر قرن آثاری به جای می‌ماند که نشانگر تفکر، احساس و رویای یک نژاد و تمدن است. معابد، کلیساها، کاخ‌ها و قلعه‌ها به عنوان آثاری از تاریخ هنر در سراسر جهان فضل و عظمت دوران ساخت‌شان را به نمایش می‌گذارند. اما آنچه نسل آینده درباره ما قضاوت می‌کند، بر اساس این هرم بلند و نردبان آهنی زمخت و غیرجذاب خواهد بود. نشانه‌ای مضحک از قرن صنعتی ما.

این اعتراضات علاوه‌بر شعر و ادبیات، در نقاشی هنرمندان نیز به عنوان نشانی از زور یا برجی نازیبا نشان داده می‌شد.در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم برج ایفل به عنوان مشخصه انکارناپذیر به شکل گسترده‌ای به ادبیات فرانسه راه پیدا کرد.
علاوه‌بر اشعار اعتراضی، بسیاری از هنرمندان در نوشته‌هایشان نیز به ساخت این برج غول‌پیکر آهنی اعتراض کرده‌اند. «پاول گوگن»، نقاش مشهور فرانسوی در کتاب نمایش مدرنیته درباره ایفل می‌نویسد: این برج نمایشگاه پیروزی آهن است. نه تنها در ساخت تحهیزات، بلکه در معماری نیز آهن پیروز شد. در واقع این برج یک سازه‌ی زمخت فاقد هنر است، زیرا تماما ساخته شده از آهن خشک و خشن بر زمین و طبیعت نرم است…
اما چیزی نگذشت که نگاه‌ها نسبت به این برج تغییر کرد و ایفل به عنوان نمادی تاریخی مورد توجه فیلمسازان، آهنگ‌سازان و نقاشان قرار گرفت.
پایدار باشید دوست عزیز
برای چی موارخان قدیمی ایرانی لقب خورشید کلاه را بهش نسبت داده بودند

پاسخ:
مورخان ایرانی هر یک از سلاطین را بر اساس متعلقاتی که داشتند عنوانی می دادند مثل سلطان صاحب قران (یعنی صاحب همه قران مملکت)
کاترین را نیز به دلیل تاج جواهر نشان سلطنتی رومانوف که اغلب در جلسات سیاسی بر سر می گذاشت، با این عنوان خطاب می کردند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">